واگا شهری روستایی است که عاشق ورزش است، اما بر سر وفاداری به دو رشته فوتبالی رقیب، یعنی فوتبال استرالیایی و راگبی ۱۳ نفره، دوپاره شده است. در این میان با قهرمان داستان، چیس دیلایت آشنا میشویم که رویای او برای تبدیل شدن به یک بازیکن حرفهای راگبی در حال نابودی است، درست مانند رابطهاش با بروک. چیس در بدترین شرایط روحی خود، تصمیم میگیرد با تکیه بر ایمان، زندگیاش را سروسامان دهد. اما عملی کردن این تصمیم چالشی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که تصور میکرد، به خصوص در میان همتیمیهایی که اجازه نمیدهند او بدون مقاومت، سبک زندگی پر از مهمانی و خوشگذرانی خود را رها کند. این تصمیم چیس ممکن است بدترین تصمیم زندگیاش باشد.