یونیس، یک زن آواره با اختلالات روانی شدید، در مناطق دلگیر شمال بریتانیا پرسه میزند و در حالی که ظاهراً به دنبال زنی ناشناس به نام جودیت میگردد، دست به قتلهای زنجیرهای روانی جنسی مردان و زنان میزند. او از جان میریام، صندوقدار تنها اما مهربان یک پمپ بنزین میگذرد؛ میریام نیز زندگی غمانگیز خود را رها میکند تا به دنبال معشوقه آسیبدیده جدیدش برود. در حالی که میریام تلاش میکند شواهد جنایات متعدد یونیس را پنهان کند، سعی دارد انگیزه عجیب او را نیز درک کند.