کاسی به عنوان تحویلدار در بانکی کار میکند که مادرش رئیس شعبه آن است. وقتی از بانک سرقت میشود، کاسی به عنوان گروگان گرفته میشود. او به زودی متوجه میشود که سارقان بانک دختران نوجوان هستند و یکی از آنها صمیمیترین دوستش، ابی، است. در این هیجانانگیز نفسگیر و پرشتاب که زمان در آن نقشی حیاتی دارد، در حالی که دختران در حال فرار از دست پلیس هستند، متوجه میشویم که انگیزه واقعی پشت این سرقت چیزی غیرمنتظره است.