لیز به دوست قدیمیاش باربارا میگوید که معتقد است همسر سابقش در حال تعقیب اوست. او قصد دارد برای مدتی شهر را ترک کرده و در کلبهای در کوهستان اقامت کند. باربارا نیز با او همراه میشود و وقتی به نظر میرسد که دیل آنها را تا کلبه تعقیب کرده است، باربارا متوجه میشود که لیز را آنقدر که فکر میکرد نمیشناسد.