چاد بیلینگزلی، شناگر کالج، مایه افتخار خانواده طبقه متوسط خود است. او پس از دورهای انکار و ترس، نزد پدرش راجر که یک وکیل است اعتراف میکند که روزالی فرانک، پیشخدمتی که در آخرین مهمانی انجمن برادری آنها حضور داشت و اکنون ناپدید شده، با پنج نفر از آنها رابطه جنسی داشته است. راجر تمام تلاش خود را میکند تا از تشکیل پرونده تجاوز قانونی که آینده پسرش را نابود میکند جلوگیری کند، اما موضوع را با همسر اخلاقگرای خود، کارن، که در پناهگاه زنان کار میکند در میان میگذارد. کارن به جای حمایت از پسرها، مانند مادر روزالی آنها را تعقیب میکند که منجر به نتایج تراژیک متعددی میشود.