در این درام خانوادگی، پسری یاد میگیرد که با دوست شدن با یک حیوان وحشی، با غم از دست دادن عزیزانش کنار بیاید. جسی ۱۶ ساله در تلاش است تا پس از مرگ پدرش که هنگام نجات او در طبیعت جان باخت، زندگیاش را دوباره بسازد. جسی برای زندگی نزد عمویش روی میرود که در کوهستانهای ناهموار ایالت واشینگتن زندگی میکند. جسی هنگام گشتوگذار، گرگی را که به شدت زخمی شده پیدا کرده و نجات میدهد؛ او با حیوان پیوند عاطفی برقرار میکند و روی، با وجود درک خطرات نگهداری از یک حیوان وحشی، با اکراه به جسی اجازه میدهد او را نگه دارد. جسی که به اسنوبورد علاقه دارد، به گرگ آموزش میدهد تا شریک او در ورزش «اسکیجورینگ» (ورزشی که در آن سگ فرد اسکیباز را میکشد) باشد. جان راکول، صاحب یک مزرعه، نقشههای دیگری برای این حیوان دارد؛ او گرگ را تهدیدی برای دامهایش میبیند و مصمم است که حیوان را از پای درآورد.