بانگاراجو فردی بیگناه و خوشقلب است که برای یافتن شغل راهی حیدرآباد میشود. او با پیرزنی ملاقات میکند که به او در پیدا کردن کار کمک میکند، اما با پیدا شدن سر و کله همزادی به نام سونیل وارما که یک بت الماسنشان را از خانه یک رئیس مافیا دزدیده است، به دردسر میافتد. آیا آنها دوقلو هستند یا سونیل وارما در واقع همان بانگاراجو است؟