یکی از ترسناکترین افسانههای محلی آمریکا، افسانه «مرد پروانهای» است؛ موجودی با چشمان قرمز که توسط برخی به عنوان پیامآور شومی در مناطق روستایی ویرجینیای غربی در دهه ۱۹۶۰ دیده شد. مشاهدات این هیولای شیطانی بالدار برای اولین بار در نزدیکی یک انبار مهمات قدیمی که محلیها آن را TNT مینامیدند، ثبت شد. بسیاری بر این باورند که مرد پروانهای پدیدهای مربوط به دهه ۱۹۶۰ بود، شگونی که فقط پیش از فجایع ظاهر میشد و پس از موجی از مشاهدات و فروپاشی بعدی پل سیلور در سال ۱۹۶۷ ناپدید شد. اما اگر ماجرا فراتر از این باشد چه؟ اگر ریشههای این شگون بسیار دورتر و عمیقتر از آن باشد که کسی تصور میکرد؟ و اگر... مشاهدات هرگز متوقف نشده باشند چه؟