مورفی پس از سرقت از بانک، هویت تعقیبکنندهاش که یک مارشال معروف آمریکایی است را جعل میکند و وارد شهری میشود که در آنجا با قاضی محلی، ماتا، روبرو میشود. مورفی مجبور میشود به عنوان مارشال جدید در شهر بماند؛ معشوقه قدیمی او، اسکالا، نزدیک است به طور تصادفی هویت او را فاش کند، اما مجبور میشود نقش همسر مورفی را بازی کند. به این «زوج» خانه و احترامی داده میشود که هیچکدام قبلاً نداشتهاند. آنها برای جلوگیری از آسیب دیدن پسر یتیم جوانی که تحت سرپرستی ماتا است، به این بازی ادامه میدهند. اسکالا میان وفاداری به دوستپسری که قصد سرقت از بانک را دارد و احساسات رو به رشدش نسبت به مورفی، دچار تردید شده است.