اودای رویای پلیس شدن و خدمت به کشورش را در سر دارد. رویای او با ارادهای پولادین و انگیزهای قوی برای تحقق همراه است. حتی زمانی که او شجاعانه در مسیر انتخابیاش قدم برمیدارد، با چهره شیطانی یک پلیس فاسد به نام شانکار روبرو میشود. اما اودای به زودی با یکی از کارکنان تلویزیون به نام کاوری آشنا میشود و زندگیاش بار دیگر زیر و رو میگردد.