ویرا ناراسیما نایدو، رهبر یک گروه در کورنول، خواهرش ساراسواتی را با عشق بزرگ کرده تا غم از دست دادن مادرشان را فراموش کند. اما ساراسواتی در زمان ازدواج با مردی به نام پاشا فرار میکند که این اتفاق منجر به مرگ پدر نایدو میشود. نایدوی خشمگین پای پاشا را قطع میکند و کینهای عمیق میان دو خانواده شکل میگیرد. پس از ۲۵ سال، سلیمان، پسر ساراسواتی، تصمیم میگیرد تا این دو خانواده را دوباره با هم متحد کند.