مامان و بابا، پسرشان کودی، دخترشان ابی، بهترین دوستش مارسلا و یک نوزاد را در مزرعه پیش پدربزرگ و مادربزرگ میگذارند. بارنی، دایناسور بنفش، به زودی برای سرگرم کردن بچهها ظاهر میشود؛ و وقتی یک تخم بزرگ و رنگارنگ که توسط یک شهابسنگ در مزرعه افتاده به طور تصادفی با گاری برده میشود، بارنی و بچهها تعقیب و گریز برای یافتن آن را آغاز میکنند.