ژوئن ۱۹۸۸... تابستانی که هرگز مثل قبل نشد. «در خانه مگسها» داستان زوج جوانی را روایت میکند که زندگیشان ناخواسته برای همیشه تغییر میکند. هدر و استیو، زوجی بیگناه، ناگهان خود را ربوده شده میبینند. توسط چه کسی؟ به چه هدفی؟ آنها که در یک زیرزمین نامشخص در حومه شهر تنها، منزوی و زندانی شدهاند، خود را مهرههای یک بازی روانی با میزبانان شیطانیشان میبینند. هدر و استیو که با چندین چمدان مرموز و قفلشده محاصره شدهاند (که هر کدام حاوی سرنخهای ارزشمندی برای بقای آنهاست)، باید از تمام هوش و سلامت روانِ رو به زوال خود استفاده کنند تا از چنگ ربایندگان ناشناس و بیرحم خود بگریزند.