ژوئن پس از سفری طولانی به دور از خانه در جستجوی آیندهای بهتر، به زادگاهش بازمیگردد تا پیوندهای گسسته با دیگو، اولین عشقش، و پدرش را ترمیم کند. او تلاش میکند رویای دوران نوجوانیشان یعنی نقل مکان به برلین را دوباره زنده کند. با این حال، او به زودی متوجه میشود که سالها دیگو را تغییر داده است؛ او اکنون گوشهگیر شده و هرگز از خانه خارج نمیشود.