خونآشامها از سایهها بیرون آمده و مانند شهروندان عادی زندگی میکنند. دو پلیس که یکی از آنها خونآشام است، مامور میشوند تا یک قاتل زنجیرهای را ردیابی کنند که گلوی قربانیانش را میدرد و خون آنها را میمکد.