جولیان پس از یک آشنایی کوتاه با دوستپسر خوشتیپش، میچ، ازدواج میکند. برای جشن ماهعسل، این زوج به کلبهای دورافتاده در یک جزیره کوچک سفر میکنند. با این حال، پس از رسیدن، میچ رفتاری پرخاشگرانه و خشونتآمیز در پیش میگیرد و جولیان به زودی متوجه میشود که او آن شوهر ایدهآلی که فکر میکرد نیست. جولیان که میداند میچ قصد ندارد هرگز اجازه دهد او جزیره را ترک کند، با وجود ترس از آب، باید راهی برای فرار پیدا کند.