آوی بریکمن مردی میانسال است که هنوز از مرگ تراژیک دختر هشتسالهاش در پنج سال پیش درهمشکسته است. وقتی او ناگهان از شغلش که تنها ریسمان باریک اتصالش به زندگی متلاشیشدهاش بود اخراج میشود، تصمیم میگیرد در همان خانهای که حادثه رخ داده خودکشی کند. با این حال، وقتی به آن خانه منزوی در جنگل میرسد، زن و دختر جوانی را میبیند که در آنجا پناه گرفتهاند. در طول یک شب طولانی، او در وضعیت ذهنی آشفتهاش با ارواح گذشتهاش روبرو میشود و در حالی که با گناه و درد خود دستوپنجه نرم میکند، به پایانی تطهیرکننده و غیرمنتظره میرسد.