ریچل دانشجوی جرمشناسی است که امیدوار است بتواند جایگاه دستیار استاد را برای پروفسور رابرت استارکمن به دست آورد. او مطمئن است که این موقعیت راه را برای ورود او به افبیآی هموار خواهد کرد و حاضر است برای به دست آوردنش دست به هر کاری بزند؛ حتی کشتن همکلاسیهایش. روانپزشک دانشگاه، دکتر دانیلز، متوجه میشود که ریچل بیمار روانی است، اما ریچل در بازی خطرناک مرگ و سرقت هویت خود بسیار ماهر است.