لیای نودی زندگی خود را از راه دزدی میگذراند. اما سهم بسیار کمی از آنچه میدزدد برای خودش باقی میماند. او تحت قدرت و کنترل دیبوک خبیث قرار دارد. این وضعیت ادامه دارد تا اینکه روزی شکارچیای به نام یدید وارد دهکده میشود. هر هفته هدایای جدیدی در کلبه لیا ظاهر میشود و او شروع به تغییر میکند. با این حال، به زودی نزدیکترین افراد به او خیانت میکنند و او به خاطر جنایاتش به مرگ محکوم میشود. لیا درمییابد که عشق بزرگ و واقعی حتی میتواند بر مرگ نیز غلبه کند.