بردی ساتن پس از سه سال حبس از زندان آزاد میشود و تلاش میکند زندگی سالمی در پیش بگیرد. او که زمانی عضو باند بوچ کسیدی بوده، هنوز هم مظنون به همکاری با آنهاست. وقتی کسیدی و مردانش به بانک دستبرد میزنند، تقصیرها به گردن او میافتد. او با فرار از دست مردم شهر، بار دیگر به باند کسیدی ملحق میشود تا منتظر فرصتی مناسب برای لو دادن و دستگیری او باشد.