بیمارستان روانی بروکدیل موسسهای رو به ویرانی است که بودجه کافی برای باز ماندن ندارد. این مکان که در گذشته زندان بوده، روی شبکهای از تونلها و مجاری سیستم فاضلاب قرار دارد. اما بروکدیل رازی دارد؛ رازی که فقط یک نفر از آن باخبر است. چیزی درون این تونلها زندگی میکند؛ چیزی که طعم خون انسان به دهانش مزه کرده است.