ارل پیلچر جونیور یک مغازه اجاره تجهیزات را در آرکانزاس اداره میکند، با همسر، فرزندان و والدینش زندگی میکند و بهندرت کلاه لبهدارش را از سر برمیدارد. مادرش از دنیا میرود و نامهای از خود به جا میگذارد که در آن توضیح داده ارل فرزند واقعی او نیست، بلکه فرزند یک زن سیاهپوست است که هنگام زایمان فوت کرده است؛ علاوه بر این، او یک برادر ناتنی به نام ری در شیکاگو دارد که مادرش از او خواسته به ملاقاتش برود. ارل راهی این سفر میشود و در ابتدا با استقبال سرد ری و پسرش ویرجیل مواجه میشود. خاله تی، خواهر مادر واقعی او که زنی سالخورده و نابینا و بزرگ خاندان است، ارل را زیر بال و پر خود میگیرد و اصرار دارد که خانواده آغوش خود را به روی او بگشایند.