بابی نوجوانی آشفته با مشکلات فراوان است. پس از تحمل توهینهای پدرش و ابراز علاقههای ناخواسته خواهر ناتنیاش، بابی بدون اینکه بداند سر از یک بار همجنسگرایان درمیآورد. طولی نمیکشد که او در صندلی عقب یک ماشین مورد تعرض چهار مرد قرار میگیرد. بابی که راه فراری ندارد، به یک فرقه شیطانپرستی میپیوندد تا انتقام مرگبار خود را بگیرد، اما حضور او منجر به درگیریهایی در میان فرزندان شیطان میشود، بهویژه پس از اینکه یکی از اعضای لزبین فرقه به جهنم محکوم میشود. اما بابی نشان میدهد که خودش یک بیمار روانی تمامعیار است و این را به روشهایی ثابت میکند که حتی شیطان را هم به خنده وامیدارد. فیلمی چنان خندهدار و کاملاً دیوانهوار که گویی خود لوسیفر شخصاً در ساخت آن دست داشته است!