یک کلاهبردار بدشانس در صورتی میتواند ثروت کوچکی را از مادربزرگش که سالها از او دور بوده به ارث ببرد که به هارمونی در تگزاس سفر کند تا با او زندگی کند. او به جای یک راه میانبر برای رسیدن به پول آسان، به این شهر کوچک علاقهمند میشود و عشق بیقیدوشرطی را از تنها خویشاوند زندهاش دریافت میکند.