پل داونز، تاجر اهل میدلندز، قلعهای را در جامائیکا اجاره میکند و از ۱۲ زن جوان اوکراینی دعوت میکند تا به او ملحق شوند، به این امید که یکی از آنها با او ازدواج کند. پل از اختلال دوقطبی رنج میبرد و دچار یک دوره شیدایی (مانیا) میشود؛ اتفاقی که برنامههای او را به سمتی عجیب و نگرانکننده میکشاند.