مورگان، یک نوجوان آشفته و معتاد به مواد مخدر، وقتی پدرش او را در خانه تنها میگذارد، باید با مادربزرگ دیوانهاش و یک مزاحم تلفنی روانی دست و پنجه نرم کند. با ادامه تماسها، مورگان که دچار پارانویا شده، مجبور میشود با بدترین ترسها و شیاطین درونش روبرو شود؛ چرا که باور دارد همه کسانی که میشناسد یا علیه او توطئه میکنند یا قصد کشتنش را دارند.