دیوید استوارت نقاش، توسط یک مدل حسود که پرترهاش را میکشد، نابینا میشود. پدر نامزدش سخاوتمندانه چشمان خود را برای عمل پیوند و بازگرداندن بینایی او اهدا میکند. اما یک مشکل وجود دارد: استوارت باید تا زمان مرگ آن مرد صبر کند. تعجبی ندارد که وقتی اهداکننده بسیار زودتر از موعد میمیرد، انگشت اتهام به سمت این هنرمند نشانه میرود.