شین پس از نجات دادن خواهرزادهاش، زد، از دست مادر معتادش، نقش غیرمنتظره یک سرپرست را به عهده میگیرد. او که جایی برای خوابیدن ندارد، به دزدیدن بستههای پستی روی میآورد به این امید که با فروش کالاها هزینه یک اتاق را بپردازد. پس از یک تلاش ناموفق اول، او چیزی باارزش برای فروش پیدا میکند، اما آیا این کار او را به خواستهاش میرساند؟