در دوران پرهیاهوی قرن نوزدهم در لوئیزیانا، شکر به اندازه طلا ارزشمند است و دزدان دریایی مانند «لیلی اسکارلت» برای به دست آوردن آن دست به هر کاری میزنند. اسکارلت پس از سرقت محصول از املاک «ژول تولان»، بدهی زمینهای او را بر عهده میگیرد و او را مجبور میکند که یا پول را بپردازد یا به زندان برود. اسکارلت در ازای به تعویق انداختن بدهی، اجازه میدهد پسر تولان یعنی «آندره» به عنوان خدمتکار برای او کار کند. وقتی آندره و اسکارلت عاشق هم میشوند، این موضوع منجر به خشم و حسادت معشوق سابق اسکارلت، یعنی شمشیرزن ماهر «هوگو» میشود؛ و زمانی که هوگو قصد حمله دوباره به املاک تولان را دارد، آندره و اسکارلت باید او را شکست دهند و املاک را نجات دهند.