زنان چه میخواهند؟ دون ژوان در حال پیر شدن است. او پس از ۲۰ سال غیبت، مخفیانه به سویل بازگشته است. همسرش دولورس که پنج سال است با او زندگی نکرده، هنوز عاشق اوست. دون ژوان از دیدن او امتناع میکند؛ او از زندگی متاهلی میترسد. دولورس بدهیهای او را خریده است و اگر دون ژوان نزد او نیاید، او را برای دو سال به زندان میاندازد. در همین حال، یک شیاد با ادعای اینکه دون ژوان است، از بالکنهای سویل بالا میرود.