اویچی نابینا به زنی کمک میکند تا از چنگال یک مقام عالیرتبه دولتی فرار کند تا با مردی که دوستش دارد همراه شود. آن مقام دولتی برای سر اویچی جایزهای پنجاه سکه طلایی تعیین میکند و به زودی گروهی از شکارچیان جایزهبگیر به دنبال او میافتند. سه نفر از آنها برای انجام این کار با هم متحد میشوند؛ یکی شمشیرزنی ماهر، دیگری استاد غولپیکر جودو و سومی مردی مرگبار با زنجیر. اویچی برای فرار به سمت شهر ماهیگیری ایتسو حرکت میکند اما به زودی با سانکورو، شمشیرزن، روبرو میشود.