تایگر و فرانکو، دو رئیس رقیب در باندهای قاچاق الماس، بر سر یک الماس بسیار ارزشمند با یکدیگر درگیر میشوند. تایگر در ظاهر یک تاجر معمولی و قانونمدار است. فرانکو یک پلیبوی روانپریش است که غرور و هوس او مرزی نمیشناسد و حتی معشوقه خود را به دلیل خیانت به قتل میرساند. ریچارد این الماس را به هنگکنگ قاچاق میکند تا با فرانکو معامله کند، اما تایگر از این موضوع باخبر شده و فیلیپ، یک آدمکش نیویورکی را برای دزدیدن الماس میفرستد.