رابرت از جنی، دختری که در سایت کریگزلیست پیدا کرده، میخواهد همخانهاش شود. اکنون پس از یک سال زندگی مشترک، او خود را عاشق جنی میبیند، اما توانایی مالیاش برای دوام آوردن در سانفرانسیسکو رو به پایان است. او با داشتن یک شغل بیارزش و درآمد ناکافی، چارهای جز بازگشت به خانه والدینش در راچستر نیویورک ندارد. در حالی که تنها سه روز به پروازش باقی مانده، رابرت تلاش میکند تا احساسات واقعی خود را به جنی بگوید و مسیر آینده زندگیاش را مشخص کند.