یک کشیش (رابرت گینتی) متوجه میشود که در دوران خدمت خود در ویتنام صاحب فرزندی شده و مادر و فرزند به محله سایگون کوچک در هیوستون تگزاس نقل مکان کردهاند. او در جستجوی آنها، با تعصبات شدید علیه مردم ویتنام، به ویژه در میان جامعه ماهیگیرانی که آنها تلاش میکنند در آن کار کنند، مواجه میشود. کشیش برای اصلاح این بیعدالتیها، بیشتر از مشتهای خود استفاده میکند تا متقاعد کردن دوستانه و کشیشی.