«جک نیچه» یک زندانی سابقهدار و سرسخت است که اکنون در یک آژانس کارآگاهی خصوصی به مدیریت «تد کوئینسی» کار میکند. معشوقه سابق کوئینسی، «راکسی»، اکنون همسر یکی از پدرخواندههای مافیا به نام «تونی فالکون» است. در یک توطئه و خیانت دوجانبه بزرگ، راکسی با جک نقشهای میکشد تا از شر فالکون و کوئینسی (یکی شوهر آزارگر و دیگری معشوقه سابق و روانپریش) خلاص شوند و با جک فرار کنند. اما خیانتها به همینجا ختم نمیشود.