آه لانگ یک پرورشدهنده خوک و از طرفداران پرشور بروس لی است که اشتیاق زیادی دارد تا راه او را دنبال کند، اما به خاطر تلاشهایش فقط مورد تمسخر قرار میگیرد. او به شهر فرستاده میشود تا با کار در رستوران عمویش امرار معاش کند، اما وقتی میرسد، با گروهی از اراذل و اوباش مواجه میشود که در رستوران مزاحمت ایجاد میکنند. او از این فرصت برای اثبات خود استفاده کرده و به اوباش حمله میکند، آنها را شکست میدهد و رستوران را نجات میدهد. به زودی او پیشخدمت میشود و از نقشه همان اوباش برای ربودن زنی که با او کار میکند باخبر میشود. در نهایت، او بار دیگر اوباش را شکست میدهد و اوضاع را روبهراه میکند.