آندره و دوستدخترش الیسا عاشق یکدیگرند، سرشار از امیدند، خانه جدیدی گرفتهاند و تازه فهمیدهاند که الیسا باردار است! همه چیز عالی به نظر میرسد، تا اینکه اتفاقات کوچک شروع به خراب شدن میکنند و به زودی آندره به سلامت روان خود، بارداری و دوستدخترش شک میکند. با ورود مادر بیش از حد حامی الیسا، آندره خود را در تاروپودی از دروغها مییابد که مرگبار میشوند...