تونی به تازگی از دوران محکومیت خود به دلیل رفتار خشونتآمیز آزاد شده است. او قول میدهد که رفتار خود را اصلاح کند و در نهایت اجازه مییابد چند ساعتی را با دو فرزندش تنها بگذراند. آنها این تجدید دیدار را با رفتن به سینما برای تماشای فیلم جدیدی از کارگردان مشهور و تحسینشده دانمارکی، کلاوس وولتر، جشن میگیرند. اما فیلم آن شاهکاری نیست که روی پوستر تبلیغ شده است؛ بچهها گریه میکنند و تونی نمیتواند پولی را که برای بلیط و تنقلات خرج کرده پس بگیرد. تونی تسلیم نمیشود؛ او به سراغ کلاوس وولتر میرود تا از او توضیح بخواهد و پولش را پس بگیرد. با این حال، گرفتن پول از یک فیلمساز مشهور جهانی کار آسانی نیست.