آرزوی میتون چاکرابورتی این است که یک افسر پلیس درستکار شود، اما متأسفانه پذیرفته نمیشود. تنها مایه دلگرمی او معشوقهاش، سریدوی است. با شکست خوردن آرزویش، میتون به الکل، دزدی و اوباشگری روی میآورد. او در نهایت به باند مرگبار آمریت پال میپیوندد تا از نیروی پلیسی که مانع آرزوهایش شده بود انتقام بگیرد. سریدوی (در یک نقش دوگانه)، یکی از اعضای مهم باند شاکتی کاپور است. یک روز، شاکتی کاپور پیام محرمانهای درباره وجود یک پلیس نفوذی در باند خود دریافت میکند.