درام دیتو تسینتساتسه بر روی مردی منزوی تمرکز دارد که زندگیاش پس از آشنایی با دختری زیبا اما عجیب به شدت تغییر میکند. لوکاس، مرد جوانی که به جای خدمت سربازی به کار توزیع غذا برای سالمندان مشغول است، دوستان زیادی ندارد و زندگی کسلکنندهای را میگذراند تا اینکه با ایزابلا آشنا میشود. این دختر جذاب به سرعت به بهترین دوست او تبدیل میشود، اما لوکاس متوجه میشود که او با ناپدریاش رابطه جنسی دارد. از این رو، لوکاس وسواس فکری پیدا میکند تا با کشتن آن مرد، ایزابلا را نجات دهد.