با تولد دو پسر، یکی سفیدپوست و دیگری سیاهپوست، یک زن جادوگر مرموز و قدرتمند پیشگویی میکند که آنها آغازگر یک تغییر بزرگ خواهند بود. این دو پسر که در دهه ۱۹۴۰ در حومه جورجیا به عنوان بهترین دوستان یکدیگر بزرگ میشوند، به کشفی دست مییابند که کلانتر جدید شهر، فرانک ریچاردز، را مجاب میکند تا پرونده حلنشده قتل سه مرد سیاهپوست را دوباره باز کند. در حالی که مردم شهر ترجیح میدهند حقیقت پنهان بماند، کلانتر با مصمم بودن برای اجرای عدالت، پرونده را دنبال میکند. فراری داستانی تکاندهنده از این است که چگونه دوستی، اراده و ایمان راسخ میتواند تغییرات نژادی را در قلب یک انسان یا یک شهر کامل ایجاد کند.