این داستانی درباره بازگشت به سرزمین مادری و اجدادی است. آنا یک متخصص قلب است که متوجه میشود پدرش پس از تشخیص بیماری قلبی، به زادگاهش ارمنستان گریخته است. او با وجود رابطه پرتنشی که با پدرش دارد، راهی سفر میشود تا او را برای عمل جراحی بازگرداند. آنا زنی سرسخت و لجباز است که علاقه چندانی به وطن پدرش ندارد و حوصله سیاستها و فرهنگ پر از دخالتهای اجتماعی آنجا را ندارد؛ با این حال، او در این سفر نه تنها نوعی تجدید دیدار، بلکه آشتی و صلح را نیز تجربه میکند.