ساندو کید یک پزشک در میدانهای جنگ داخلی و یک صلحطلب است. یک روز او شاهد کشته شدن بیرحمانه سربازان مجروح و غیرمسلح توسط کاپیتان یانکی، گریتون، میشود. او به کمک یک دوست زنده میماند و کار با تفنگ را یاد میگیرد. از این پس، او به رنجرز میپیوندد و به شکار راهزنان میپردازد. او به زودی دوباره با گریتون روبرو میشود که اکنون به یک تاجر بیرحم تبدیل شده و تلاش میکند زمینهای کشاورزان را بدزدد. گریتون به همراه مزدورانش ممکن است فراتر از توان ساندو کید باشد، اگر دلار به کمکش نیاید؛ یک جایزهبگیر سیاهپوش که دوست دارد زنجیری از دندان به گردن بیندازد و از کید خوشش میآید.