فرانک زیموسا، قاتل قراردادی، توسط خورخه میستراندیای ثروتمند و قدرتمند برای یک ماموریت به شدت پردرآمد استخدام شده است. هدف: کشتن چند نفر که در یکی از هتلهای اروپایی او پنهان شدهاند. کاری که به نظر یکی از سادهترین ماموریتهای فرانک میآمد، در حال تبدیل شدن به یک کابوس زنده است. او به زودی خواهد فهمید که چیزی بیش از یک طعمه برای میستراندیا و ارتش مزدوران جهشیافتهاش نیست؛ کسانی که همراه با یک نیروی وحشتناک باستانی و مهارناپذیر در هتل پنهان شدهاند.