در سال ۱۰۲۶، دانشجویانی در غرب چین به زور به خدمت نیروهای ولیعهد لی یوآنهائو از سلسله شی شیای غربی درمیآیند که میخواهد کنترل کامل جاده ابریشم را به دست بگیرد. یکی از این دانشجویان ژائو شینگده است که به فرد محبوب فرمانده خود، ژو وانگلی، تبدیل میشود. شینگده هنگام غارت یک قلعه، تسورپیا، شاهزاده خانم اویغور را پیدا میکند. او شاهزاده را پنهان میکند و آنها عاشق یکدیگر میشوند. وقتی شینگده برای تحصیل زبان شیشیان به سفر فرستاده میشود، تسورپیا را به ژو میسپارد، اما پس از بازگشت متوجه میشود که او به نامزدی لی درآمده است. تراژدی رخ میدهد و او و ژو با هم پیمان میبندند تا هنگام ورود لی به دونهوانگ، مرکز علم و فرهنگ منطقه، انتقام بگیرند. آنها در برابر شانس بسیار ضعیف، راهی شگفتانگیز برای به جا گذاشتن یادگاری از زندگی و عشق خود پیدا میکنند.