نوجوانی به نام انگوس یک سگ ولگرد را به سرپرستی میگیرد و نام او را «زرد» میگذارد. چند روز بعد، هنگامی که او همراه با پدرش جان در امتداد سواحل بریتیش کلمبیا سفر میکند، قایق آنها در آبهای خروشان واژگون شده و انگوس و سگش سرگردان میشوند. در حالی که والدین انگوس بیوقفه از تیمهای نجات درخواست کمک میکنند، انگوس با تکیه بر مهارتهای بقا در طبیعت که از پدرش آموخته و با کمک سگ باهوشش، تلاش میکند توجه نجاتدهندگان را جلب کند.