در اوایل تابستان، کیچی به تازگی به یک روستای کوهستانی دورافتاده نقل مکان کرده است. او با نزدیک شدن و دوست شدن با گروهی از دختران، از زندگی خود در روستا لذت میبرد. اما وقتی او شک میکند که دوستانش ممکن است به شدت در قتلهای زنجیرهای که هر تابستان رخ میدهند دست داشته باشند، شرایط اطراف کیچی رفتهرفته به سمتی تاریک و شوم کشیده میشود.