حاجی جبار مرد ثروتمندی است که خانوادهاش مدام او را به خاطر خسیس بودنش سرزنش میکنند. حاجی قصد دارد دخترش پروین را به عقد پیرمرد ثروتمندی درآورد و توجهی به عشق میان پروین و پسرعمویش ندارد. او همچنین به پسرش حمید که به دلیل بیتوجهی در آستانه فروپاشی روحی است، اهمیتی نمیدهد. در یک سکانس فانتزی مفصل که یکسوم پایانی فیلم را تشکیل میدهد، حاجی خود را در جهنم میبیند و شاهد انواع شکنجهها و وحشتهای هولناک است. این فیلم به خاطر دکورهای مجلل و پرجزئیاتش که یادآور آثار مهلیس است، شناخته میشود. حتی سکانسی با حضور هیتلر در جهنم نیز در فیلم وجود دارد!