برتراند، حسابدار یک شرکت بزرگ در لندن، به دفتر مدیرعامل، دروتر، احضار میشود تا درباره اشتباهی در حسابها توضیح دهد. دروتر به شدت تحت تأثیر توضیح ماهرانه این حسابدار جوان قرار میگیرد و وقتی میشنود که برتراند به زودی با نامزد پرشور خود ازدواج میکند، به او میگوید که ماه عسل خود را نه در بورنموث، بلکه در مونتکارلو و با هزینه شرکت بگذراند! با این حال، اتفاقات در این بهشت افسانهای مدیترانه آنطور که برتراند تصور میکرد پیش نمیرود.