یک قمارباز سرسخت و زنباره که فقط به نام تنسی شناخته میشود، رابطه پرتنشی با دوشس، رئیس یک فاحشهخانه دارد و هیچ دوست دیگری ندارد. اما او توسط یک گاوچران تنها که برای ملاقات با نامزدش گلدی با کشتی بخار به شهر آمده، از مرگ نجات مییابد. وقتی گلدی میرسد، جریان مرموزی بین او و تنسی شکل میگیرد که دوستی تازه شکلگرفته تنسی با گاوچران را در معرض آزمونی سخت قرار میدهد.